شهرستان شهربابک آخرین رتبه از لحاظ تخصیص اعتبارات را در کشور کسب نمود.
از آنجایی که استان کرمان هم آخرین استان از نظر اختصاص اعتبارات لقب گرفت و به کسب آخرین رتبه نائل شد بنابراین نیاز دیدیم با ارسال پیام قدردانی از مسئولین محترم که با دوندگی بسیار از وزن خود هم مایه گذاشته اند تشکر نمائیم :
آقای فرماندار، مسئولین ناتوان غیر بومی و مردم شریف شهربابک:
کسب آخرین رتبه شهرستانهای کشور از لحاظ تخصیص اعتبارات را به همه شما تبریک می گویم . ضمن اینکه از تلاش شما در کسب این افتخار بسیار بزرگ که مدال درخشانی است بر پیشانی خط افتاده مردم بدبخت این دیار ، تشکر می نمایم .
همچنین بر اساس تحقیقات بعمل آمده کسب رتبه اول برخورداری از مسئولین غیربومی که نشان از عدم لیاقت و توانایی مردم شهربابک دارد ( ۱۶ مسئول غیر بومی) را تبریک گفته منتظر توفیقهای دیگر در این زمینه مانند کسب رتبه اول از نظر میزان بیکاری ، کسب رتبه اول اعتیاد و... را که از دیگر برنامه های در دست اقدام است می باشم .
در ضمن از تلاش و اتحاد شما عزیزان غیربومی و یا بومی ناتوان در تهیه این آش شور تشکر می نمایم. و از همه خوانندگان محترم جهت پذیرایی و صرف این دستپخت دعوت بعمل می آید.
ضمنا از آوردن دستمال جهت پاک نمودن عرق شرم جدا خودداری فرمائید بالاخص شما آقای فرماندار !
با احترام- ریواس
یک منبع مطلع در استانداری کرمان گفت:استاندار کرمان چند
روز است که در محل کار خود حاضر نمی شود.
با قوت گرفتن احتمال برکناری محمد رئوفی نژاد گفته می شود
وی پس از آخرین سفر به تهران به کرمان بازنگشته است.
در همین حال گفته می شود که تنها در صورتی رئوفی نژاد در
کرمان ماندگار می شود که رایزنی های باهنر به نتیجه برسد.
مهمترین گزینه برای استانداری کرمان حبیب الله دهمرده است.برخی
از منابع خبری در سیستان و بلوچستان دیروز از استعفای دهمرده از استانداری سیستان
وبلوچستان خبر دادند.
گفتنی است بر اساس آخرین اطلاعات ، نمایندگان اصلاح طلب و
جمعی از اصول گرایان با آمدن وی مخالفت نمودند.
همچنین گفته می شود رئوفی نژاد بعنوان فرمانده نیروی
مقاومت سپاه در تبریز به فعالیت ادامه خواهد داد.
جوان خوش فکر شهربابکی و مدیر وبلاگ " حصاروئیه
محبوب قلبها " اشاره ای نغز دارد بر پرداخت سهم اهالی این روستا !
مطلب بیشتر را در این آدرس بخوانید و به نکته جالبی که عنوان نموده دقت کنید :
روز قسمت بود. خدا هستي را قسمت مي
كرد.خدا گفت : چيزي از من بخواهيد.هر چه كه باشد ‚ شما را
خواهم داد. سهمتان را از هستي طلب كنيد زيرا خدا بسيار بخشنده است .
وهر كه آمد چيزي خواست. يكي بالي براي پريدن وديگري
پايي براي دويدن . يكي جثه اي بزرگ خواست وآن يكي
چشماني تيز . يكي دريا را انتخاب كرد و يكي آسمان را .
در اين ميان كرمي كوچك جلو آمد و به خدا گفت : من چيز زيادي از اين
هستي نمي خواهم.نه چشماني تيز و نه جثه اي بزرگ . نه بالي
و نه پايي ‚ نه آسمان ونه دريا. تنها كمي از
خودت را به من بده.و خدا كمي نور به او داد.نام او كرم شب تاب
شد.
خدا گفت : آن كه نوري با خود دارد‚ بزرگ است ‚ حتي اگربه قدر ذره اي
باشد . تو حالا همان خورشيدي كه گاهي زير برگي كوچك پنهان مي شوي . و
رو به ديگران گفت : كاش مي دانستيد كه اين كرم كوچك ‚ بهترين را خواست. زيرا
كه از خدا جز خدا نبايد خواست ... و كرم شب تاب شد.
امروز برای کودکم کتاب شازده کوچولو را می خواندم اثرآنتوان
دو سنت اگزوپری
همانطور که ورق میزدم می اندیشیدم چه خوب به
دنیای پر از طمع آدم بزرگها طعنه میزند و در ستایش دنیای بچه ها میکوشد .
به یاد آوردم پیشترها در ایام کودکی و نوجوانی ، هميشه دوستاني داشتم كه
سن و سالشان از من بيشتر بود فكر ميكردم آنان بيش از من مي فهمند ، آرزو داشتم روزي بزرگ شوم و مثل آنان . مي گفتم فردا كه بزرگ شوم ...
اما امروز سن و سالم بيشتر شده ديگر بر آن عقيده سابق دوران بچگي
نيستم ، هر چه بزرگتر مي شويم عقلمان كوچكتر مي شود، كمتر مي فهميم . آميخته به احساس و پر مي شويم از تعلق و دلبستگي و وابستگي ، چه
ساده و زلال و آسماني بوديم در ايام كودكي . به ياد مي آورم روزي كه معلم به كلاس
آمد و روي تخته چنين نوشت: علم بهتر است يا ثروت ؟و گفت: اين موضوع انشاء
شماست.آنزمان كوچك بوديم اما در پاسخ سوالش ترديد نكرديم و براي آنكه متن انشاءمان يك صفحه اي شود چه دلايلي كه نمي آورديم آقا انسان
عالم مي تواند توليد ثروت كند اما نادان ثروت در دست خويش را نيز از دست مي دهد ، بي هيچ
شك و شبهه اي ...
اما امروز چه بسيارند آدم بزرگهايي كه به راحتی ثروت اندوخته را بر باد می دهند ! بگذریم
... بهتر است بگویم بسیارند آدم بزرگهایی که ثروت را از علم بهتر مي دانند ، من شك ندارم اينان هماناني
هستند كه در ايام كودكي چون من انشاء مي نوشتند .
بیائیدبرای یک لحظه ما هم شاهزاده کوچولویی شویم ! یک
شاهزاده پولدار ... با پول مي توان خوب زندگي كرد ، مي توان عاشق شد، مي توان ميزي بدست آورد و
صاحب عنواني شد مي شود چند روزي بيشتر بر اريكه قدرت پوشالي تكيه
زد، حتي مي توان چند صباحی در یک شهر دیگر مسئول شد ! و می توان به درجه ای از افتخار هم نائل شد
مثلا چیزی شبیه : کسب آخرین رتبه از شهرستانهای کشور در میزان دریافت اعتبارات
ملی ! ضرورتی هم ندارد کسی چیزی بفهمد ! به مردم چه بروند خرشان را بچرانند
باسوادها می شوند زیردست و مروج عقايد سطحي ات.
کافیست هر از چندی با یکی از کسانیکه در مقابلشان احساس خطر
می کنی چپ بیفتی ! آنوقت است که می توانی با کمک زیردستان دمار از روزگارش درآوری
!
و یا کافیست یکی از زیردستان را با مدرک فوق دیپلم بعنوان دکتر
خطاب کنی آنوقت است که نفهم ها می گویند چه شاهزاده خوب و باسوادی !
به هر حال به این نتیجه رسیده ام که هر چه بزرگتر مي شويم ،
كوچكتر مي شويم و حقير.....
صدای کودکم در گوشم پیچید : بابا ! علم بهتر است از ثروت چون
با علم مي شود معلم شد، صاحب فكر شد ، انسان شد، به خدا نزديكتر شد!
انگار هر چه كوچكتر بوديم،گويي عاقلتر بودیم و بزرگتر و فهميده تر و ....
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
زهر چه رنگ تعلق پذيردآزاداست

کرمان ما :
قرار گرفتن
فايلي صوتي منتسب به محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري روي اينترنت درباره سفر سيدمحمد
خاتمي رئيس جمهوري سابق به فرانسه يک بار ديگر نگاه ها را به سفر احمدي نژاد به
ايتاليا جلب کرد.
هرچند زمان
و مکان اين سخنان مشخص نيست، اما اين فايل صوتي از آنجا که مدتي کوتاه پس از پايان
سفر جنجال برانگيز احمدي نژاد به ايتاليا و عدم موافقت مقامات رم براي ديدار با وي
منتشر شده، حائز اهميت است.او در اين سخنان به سفر خاتمي به فرانسه در دوران رياست
جمهوري اش اشاره کرد و از نحوه ديدار ژاک شيراک رئيس جمهوري وقت فرانسه با سيدمحمد
خاتمي انتقاد کرده است.به گزارش آفتاب رئيس جمهوري در اين سخنان چنين اظهار داشته
است؛ «من چند سال قبل صحنه يي در تلويزيون ديدم؛ اين غصه اش در دلم ماند... که
هنوز هم به طور کامل برطرف نشده است.
ديدم
مسوولي از ايران رفت در يک کشور اروپايي، رئيس آن کشور بالاي پله ها ايستاد. مسوول
ما را آن دور پياده کردند و آن نامرد يک قدم پايين نيامد؛ براي چه؟ براي اينکه خرد
کند.من آن شب در تلويزيون ديدم، خيلي غصه ام شد؛ خدا شاهد است، گفتم؛ «اي خداي
بزرگ، يک شرايطي فراهم کن که اين مساله جبران شود.» رئيس جمهور در ادامه سخنانش
مي افزايد؛ «... گذشت... پارسال، همان آقا، که بالاي پله ايستاده بود، به ما در
اوج مسائل هسته يي و در اوج جنگ لبنان پيغام داد که ما راجع به لبنان مي خواهيم با
شما همکاري کنيم.(اينها روش شان اين است زماني که نياز هم دارند، اول طرف مقابل را
تحقير مي کنند و نياز خودشان را به عنوان نياز طرف مقابل جا مي اندازند. اين روش
شيطاني است.) پيغام دادند بياييد. اين بسيار خوب بود. يکي از مشاوران بنده مامور
شد برود و صحبت کند... اعلام که کردند، آنها گفتند حالا ما مي خواهيم به مسافرت و
تفريحات برويم و تا 20 روز ديگر نيستيم. (البته ما در دل مان گفتيم به جهنم که
نيستيد، بهتر. گفتيم بسيار خب شما به ما نياز داريد، ما که به شما نياز
نداريم.)... گذشت، چند روز بعد پيغام دادند که اين سه شنبه، آقا حاضر است که
نفرتان را بفرستيد.
من گفتم،
بسيار خب، مي آيد.گفتند بيايند و وقت تنظيم کردند و برنامه تنظيم شد. شب، مثلاً
ساعت يک، اين دوست ما مي خواست پرواز کند. ساعت 10 زنگ زدم، گفتم آقاي وزير خارجه،
بگوييد نمي آيد. وزير خارجه گفت آخر نمي شود، آخر ضايع است. گفتم نخير. بگو نمي
آيد. بگوييد رئيس جمهور او را احضار کرده است و فردا با او کار دارد و نمي تواند
بيايد.
افتاد
عقب. گذشت... چهار، پنج روز بعد دوباره زنگ زدند و گفتند ما سه شنبه بعد را براي
اين ديدار تنظيم کرده ايم. گفتم بسيار خب، بگوييد قبول.دوباره شب سه شنبه که قرار
بود برود، گفتم بگوييد کار پيش آمده است؛ نمي آيد. سه بار اين تکرار شد. فهميدند،
آمدند گفتند آقا تسليم. ببخشيد.» احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنانش گفت؛ «آن آقا،
براي استقبال از يک مشاور، شش تا از مشاورانش را پايين پله ها فرستاد، خودش هم تا
راهرو آمد که رسم نيست.رسم اين است که رئيس جمهور در اتاقش مي نشيند و مي آيند
ديدنش. غاما اين آقا خودش هم تا راهرو آمد.
البته
انتقاد محمود احمدي نژاد از چگونگي ديدار ژاک شيراک و سيدمحمد خاتمي (بدون آنکه
اشاره يي به نام آنها داشته باشد) مبني بر اينکه رئيس جمهوري وقت فرانسه هنگام آن
ديدار در پنجم آبان 1378 (27 اکتبر 1999) بالاي پله ها ايستاد و به استقبال رئيس
جمهوري ايران نرفت، در حالي صورت گرفته که عکس هاي موجود از آن ديدار همگي نشان
دهنده استقبال گرم ژاک شيراک از سيدمحمد خاتمي است و او را در حالي که پايين پله
ها کنار رئيس جمهوري سابق ايران ايستاده، نشان مي دهد.بنا بر گزارش هاي رسانه هاي
آن تاريخ سيدمحمد خاتمي در سفر به فرانسه ابتدا در فرودگاه مورد استقبال لويي بسون
وزير مشاور در امور مسکن دولت فرانسه قرار گرفت و سپس با هليکوپتر راهي مرکز پاريس
شد و به همراه يک کاروان رسمي به کاخ مارني محل اقامت شخصيت هاي برجسته خارجي
ديدار کننده از فرانسه انتقال يافت. خاتمي در اين کاخ مورد استقبال ليونل ژوسپين
نخست وزير فرانسه قرار گرفت که به خاطر ديدار با خاتمي، سفر برنامه ريزي شده خود
به جزيره مارتينيک را به تاخير انداخته بود.پس از آن نيز خاتمي به کاخ اليزه رفت و
مورد استقبال رسمي ژاک شيراک قرار گرفت. شيراک که بايد طبق عرف کاخ اليزه در
سرسراي کاخ از ميهمانان خود پذيرايي مي کرد و براي استقبال آنها نيز تا جلوي در مي
آمد، براي سيدمحمد خاتمي در احترامي غيرمتعارف به پايين پله ها آمد.شيراک همچنين
در زمان خداحافظي نيز خاتمي را تا کنار ماشين تشريفاتي بدرقه کرد. خاتمي همچنين در
اين سفر در مقر سازمان يونسکو حضور يافت و در مجمع عمومي اين سازمان سخنراني
کرد.خاتمي يک بار ديگر هم در فروردين 1384 عازم پاريس شد که اين بار نيز با
استقبال بسيار گرم ژاک شيراک مواجه شد.